دکتر سيدهادي معتمدي*، حسين حاج بابايي**، اكبر بيگلريان***، منيژه فلاح سلوكلايي****
چكيده:
هدف: نوجوانان در سنين نوجواني با تجربههاي منفي بسياري روبرو ميشوند كه مقابله با آنها مهارتهاي خاصي را طلب ميكند. هدف اين تحقيق بررسي تاثير آموزش مهارت حل مسئله بر افزايش تواناييهاي نوجوانان در زمینة چهار مؤلفه کفایت اجتماعی، كفايت و توانايي رفتاري، شناختي، هيجاني و انگيزشي است.
روش بررسي: پژوهش حاضر از نوع آزمايشي مداخلهاي است. جامعه آماري پژوهش دانشآموزان دختر مقطع سوم راهنمايي شهرستان جويبار در سال تحصيلي88-87 بودند. حجم نمونه شامل 90 دانش آموز بود كه با روش نمونه گيري تصادفي از ميان جامعه آماري انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه كفايت اجتماعي همه دانشآموزان مورد آزمون قرار گرفتند و به طور تصادفي به دو گروه آزمايش و گواه تقسيم شدند. سپس به گروه آزمايش عمليات حل مسئله آموزش داده شد. در پايان جلسات آموزش مجدداً ميزان كفايت اجتماعي هر دو گروه مورد ارزيابي قرار گرفت و تفاوت نمرات قبل و بعد از آموزش مقايسه شد. براي تجزيه و تحليل دادهها از آزمون 2 نمونهاي مستقل و آزمون زوجي استفاده شده است.
يافتهها: نتايج آزمونها نشان دهنده تاثير آموزش حل مسئله در افزايش كفايت اجتماعي گروه آزمايش است (با پي كمتر از 003/0). اين آموزش همچنين در خرده مقياسهاي رفتاري، هيجاني و انگيزشي مؤثر بوده است اما در خرده مقياس شناختي بين نمرات قبل و بعد از مداخله بين دو گروه رابطه معناداري مشاهده نشد. نتيجه گيري: در مجموع آموزش مهارت حل مسئله در افزايش كفايت اجتماعي دانشآموزان در خرده مقياسهاي رفتاري، هيجاني و انگيزشي مؤثر بوده است و وارد كردن اين مباحث در كتابهاي درسي ميتواند در ارتقای كفايت اجتماعي دانشآموزان بسيار تأثيرگذار باشد.
كليد واژهها:
آموزش، دانش آموزان، مهارت حل مسئله، افزايش كفايت اجتماعي
* استاديار، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، گروه آموزشي علوم باليني، تهران، ایران
** عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، تهران، ایران
*** استاديار، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، گروه آموزشي آمار و كامپيوتر،كارشناس ارشد مددكاري اجتماعي، تهران، ایران
**** کارشناس ارشد، مددکار اجتماعی
زهرا زمانی[1]*، دکتر سوسن کباری **، دکتر حبیب آقابخشی ***
چکیده:
فرار دختران یکی از معضلات جهانی است که در سالهای اخیر در ایران نیز مطرح شده است. از منظر جامعه شناختی، فرار دختران تنها یک تصمیم فردی نیست و شرایط اجتماعی خاص میتواند سبب ساز وقوع این پدیده باشد. نظر به اینکه اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از ارکان اصلی سرمایة اجتماعی با اغلب مسائل مطرح در حوزة اجتماعی در ارتباط قرار میگیرد، میتوان این فرض را معتبر دانست که اعتماد اجتماعی یکی از متغیرهای مؤثر بر فرار دختران است و این سئوال قابل طرح است که آیا بین اعتماد اجتماعی خانواده و فرار دختران از منزل رابطه وجود دارد؟ روش این تحقیق، پیمایش علّی- مقایسهای است و از روش مصاحبة نیمه ساخت دار استفاده شدهاست. این تحقیق در برگیرنده دو جامعة آماری است. جامعة آماری دختران فراری که در بازة زمانی اجرای این تحقیق در مراکز بهزیستی تهران نگهداری میشوند و جامعة آماری دختران غیر فراری که در بازة زمانی اجرای این تحقیق در خانواده خود زندگی میکنند. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که بین اعتماد اجتماعی خانواده در سه سطح خرد، میانه، کلان و فرار دختران با احتمال 99 درصد رابطه معنادار وجود دارد.
کلید واژهها
فرار دختران، سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی
*. کارشناس ارشد جامعهشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران. zamanyz_166@yahoo.com
** عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
*** عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دانشکده علوم اجتماعی، رودهن، ایران.
سحر صفرزاده*، دکتر شهرام وزیری**، علیرضا ناصری***، ابوذر رمضانی***
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل تربیتی در بروز آسیبهای اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز است. نمونة آماری 400 نفر بودند (200 دانشجوی دختر، 200 دانشجوی پسر) که به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری دادهها از دو پرسشنامه محقق ساخته با عنوان؛ مقیاس آسیبهای اجتماعی و مقیاس عوامل تربیتی بیرون و درون خانواده استفاده شد. نتایج آماری در سطح معناداری 0001/0>p نشان داد که بین آسیبهای اجتماعی و عوامل تربیتی بیرون و درون خانواده (ساختاری و شناختی) در دانشجویان به طور کلی و همچنین در دانشجویان دختر و دانشجویان پسر، رابطه معنادار وجود دارد. در عین حال تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که برای کل دانشجویان عوامل تربیتی درون خانواده (ساختاری) و عوامل تربیتی بیرون خانواده (شناختی) نسبت به عوامل تربیتی بیرون (ساختاری) و عوامل تربیتی درون خانواده (شناختی)، پیش بینی کننده بهتری برای متغیر ملاک آسیبهای اجتماعی هستند.
کلید واژهها:
عوامل تربیتی، آسیبهای اجتماعی، دانشجویان.
* دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، گروه روانشناسی، اهواز، ایران.
** دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، دانشکده روانشناسی، رودهن، ایران.
*** کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.
این مقاله برگرفته از یک طرح پژوهشی است که با حمایت مالی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز اجرا شده است.
فردين طهماسبي[1]*دکتر خليل ميرزايي**، دکتر فريدون كامران***
چكيده:
مردم جامعه بيشتر از آنكه از نابرابري واقعي رنج ببرند، از احساس ذهني يا نابرابري ادراك شده رنج ميبرند. احساس ذهني نابرابري با نابرابري واقعي تفاوت دارد و باعث نا رضايتي شديد در بين افراد جامعه ميشود.
در اين پژوهش به بررسي عوامل اجتماعي موثر بر احساس نابرابريهاي اجتماعي و پيامدهاي آنها در شهر تهران ميپردازیم و سعی داریم به اين پرسش پاسخ دهیم: عوامل اجتماعي مؤثر بر احساس نابرابريهاي اجتماعي در شهر تهران کدامند؟ نظريههاي مورد استفاده در اين پژوهش شامل: نظريههای محافظه كاران، راديكالها و نظريههای التقاطي است.
براي پاسخ به اين پرسش، هفت فرضيه با متغيرهاي مستقل« فرصتهاي اجتماعي(شانسهاي زندگي)، قوميت، محدوده جغرافيايي، مذهب، پايگاه اجتماعي، تحصيلات، برنامههاي رسانهاي تدوين شد. اين پژوهش با روش توصيفي از نوع پيمايشي، و بدون دستكاري (آزمايشي) اجرا شد. جامعه آماري شامل كليه افرادي است كه در شهر تهران زندگي ميكرده اند، اعم از زن و مرد در كليه سطوح تحصيلي. حجم نمونه طبق فرمول كوكران 400 نفر بود كه با روش نمونه گيري تصادفي خوشهاي متناسب با حجم گرفته شد. دادهها با پرسشنامة پژوهشگر ساختهای متشكل از 22 گويه براي متغيرهاي مستقل و 18 گويه براي احساس نابرابريهاي اجتماعي (متغير وابسته) جمع آوری شد. پايايي بازآزمايي پرسشنامه 99/. و با رعايت اعتبار محتوا طبق فرمول سن اچ لاوشه نسبت اعتبار محتوا برابر با 68/. . براي تجزيه و تحليل دادهها از روشهاي آماري تحليل واريانس يك سويه، و آزمون تي مستقل، استفاده شد و عمده ترين نتايج آن به اين قرار است: براساس تحليل دادههاي تحقيق، تفاوت معناداري بين احساس نابرابري اجتماعي و متغيرهاي فرصتهاي اجتماعي (شانسهاي زندگي)، محدوده جغرافيايي، و برنامههاي رسانهاي (مخاطبان رسانه، داخلي يا خارجي) وجود دارد. اما بين احساس نابرابري اجتماعي و متغيرهاي قوميتها، مذاهب، پايگاههاي اجتماعي، برنامههاي رسانهاي (برنامههاي مختلف رسانه اي) و افراد با سطوح تحصيلاتي مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد.
كليد واژهها
احساس نابرابري اجتماعي، فرصتهاي اجتماعي، محدوده جغرافيايي، قوميت، مذهب، پايگاه اجتماعي، تحصيلات، برنامههاي رسانهاي.
¬ کارشناس ارشد پژوهش، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دانشکده علوم اجتماعی، رودهن، ایران
¬¬ عضو هیئت علمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دانشکده علوم اجتماعی، رودهن، ایران
¬¬¬ عضو هیئت علمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دانشکده علوم اجتماعی، رودهن، ایران
شیما نصرتی*، دکتر ابوالفضل ذوالفقاری[1]**
چکیده:
سبکهای زندگی در دوران مدرن شکل دهندۀ هویت شخصی و اجتماعی افراد هستند. با این حال، همین سبکها متأثر از عوامل بسیاری چون اقتصاد، سیاست، فرهنگ و همین طور مذهب اند. از آنجا که در جامعۀ ایرانی مذهب رکن اساسی زندگی فردی و اجتماعی تلقی میشود، در این مقاله با توجه به نظرات پیر بوردیو، دین به عنوان یک سرمایه مؤثر بر سبکهای زندگی جوانان در نظر گرفته شده است. جامعۀ آماری این پژوهش، جوانان 29-18 ساله ساکن در مناطق بالا و پایین شهر تهران و حجم نمونۀ 294 نفر بوده است. با استفاده از روش پیمایش به بررسی تطبیقی این سبکها پرداخته ایم و در نهایت با شناسایی انواع سبکهای زندگی سنتی، مدرن و ترکیبی، رابطۀ آنها با میزان دینداری افراد مورد سنجش قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هر چه میزان دینداری پایینتر است، سبکهای زندگی، مدرنتر و هرچه افراد دیندارتر هستند، سبکهای زندگی، سنتی و غیر مدرنتر میشود. همچنین، در میان پنج مؤلفۀ اصلی سبک زندگی مورد بررسی در این پژوهش، مدیریت بدن و توجه به پدیدۀ مد و مارک در مصرف مادی جوانان بیش از سایر مؤلفههای سبک زندگی تحت تأثیر مدرنیته بوده و شکل مدرن به خود گرفته است.
کلید واژهها
میزان دینداری، سبک زندگی، جوانان، مدرنیته، سرمایۀ اقتصادی، سرمایۀ فرهنگی و سرمایۀ مذهبی
* کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه شاهد، تهران، ایران. shima.nosrati@gmail.com
** استادیار جامعهشناسی دانشگاه شاهد، تهران، ایران. zolfaghariab@gmail.com
بهنام شکری[1]*، دکتر ناهید ساریخانی**، طاهره حسومی***
چکیده
هدف این مقاله، شناخت عوامل مؤثر بر رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن است. برای بررسی این مسئله و سازوکارهای تأثیرگذار آن، نظریههای مختلف مورد مطالعه قرار گرفت و تا حدودی عوامل تعدیل کنندة این رابطه مشخص شد. سپس با الهام از نظریههای مورد مطالعه و دیدگاههای نظریه پردازان در مورد رضایت شغلی، یک مدل ترکیبی تنظیم شد تا بتوان متغیرهای اصلی و واسطهای را بررسی کرد. با توجه به دادههای پژوهش از روش علّی- مقایسهای بهره گرفته شد، و با استفاده از آزمونهای آماری مختلف تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته دقیقاً بررسی شد. نتایج نشان دادهاند که، هفت متغیر مستقل این پژوهش در مجموع توانستهاند 7/20 درصد از واریانس رضایت شغلی را تبیین کنند. در مجموع نتایج اثر مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته نشان داده است که از مجموع عاملهای مورد بررسی به ترتیب سطح تحصیلات، حقوق و دستمزد و پست سازمانی بالاترین سهم را در رضایت شغلی داشته اند.
کلید واژهها:
رضایت شغلی، کارکنان، دانشگاه رودهن.
* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحدپردیس،پردیس، ایران
** مدرس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران.
*** عضو هیئت علمی گروه کتابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران
رضا مخدومي جوان[1]*، دكتر مجيد كفاشي**
چكيده
هدف اين پژوهش بررسي«عوامل اجتماعي و سازماني موثر بر ميزان وفاداري مشتريان بانك تجارت به حفظ و برقراري ارتباط بانكي در شهر تهران در سال1390» است و با بهره گيري از نظريههاي بورديو و جان الستر مورد بررسي قرار گرفته است. پژوهش حاضر با طرح اين مسئله آغاز میشود كه کدام عوامل اجتماعي و سازماني ميتوانند بر ميزان وفاداري مشتريان بانك مؤثر باشند. جامعه آماري، مشتريان سپرده گذار در شعب بانك تجارت شهر تهران هستند و نمونه آماری، افرادی كه حداقل 5 سال حساب سپرده خود را مسدود نكرده اند.روش تحقيق اين پژوهش،پيمايشي و ابزار گردآوري اطلاعات،پرسشنامه محقق ساخته شامل 25 ماده با طيف ليكرت در مقياس 5 درجهاي است. شیوه نمونه گيري، خوشهاي چند مرحلهاي است. يافتههاي تحقيق نشان داد که 63 درصد تغییرات متغیر وابسته میزان وفاداری مشتریان را متغیر مستقل شاخصهای سازمانی و اجتماعی تبیین میکنند. متغیر اعتماد اجتماعی دارای بتای 25/0، متغیر شیوه برخورد دارای بتای 22/0، متغیر درآمد مشتریان دارای بتای 16/0، متغیر تعهدسازمانی دارای بتای 37/0 و متغیر فرایند اداری دارای بتای 38/0 است.
كليد واژهها:
عوامل اجتماعي[2]، عوامل سازماني[3]، وفاداري مشتريان[4]، كيفيت خدمات[5]، اعتماد[6]، تعهد[7].
[1]* دانش آموخته کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
** عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی واحد رودهن، عضو باشگاه پژوهشگران جوان، رودهن، ایران
[2] social factor
[3] organizational factor
[4] customers loyalty
[5] service quality
[6] trust
[7] commitment
حسن کریمخانی*
چکیده
هدف پژوهش شناخت جایگاه آموزههای دینی در عملکرد رفتاری دانشجویان بود. جامعة آماری مشتمل بر کلیة دانشجویان دورة کارشناسی دانشگاههای آزاد شهر تهران است که با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه کوکران، 407 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بود و برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد . اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS با روشهای آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اولین یافته تحقیق با استفاده از آزمون t تک نمونهای دلالت بر این امر داشت که عملکرد رفتاری دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاههای آزاد شهر تهران تحت تاثیر آموزههای دینی قرار دارد. یافته دیگر تحقیق حاکی از آن است که آموزههای دینی، ابعاد مختلف عملکرد رفتاری دانشجویان، از جمله رفتارهای اجتماعی، فرهنگی و عاطفی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
کلید واژهها:
آموزههای دینی[1]، عملکرد رفتاری[2]، رفتارهای اجتماعی[3]، رفتارهای فرهنگی[4]، رفتارهای عاطفی[5].
* مدرس مدعو، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دانشکده علوم تربیتی، رودهن، ایران. hassankarimkhani@yahoo.com
[1] religious teachings
[2] behavioral performance
[3] social behaviors
[4] cultural behaviors
[5] emotional behaviors
معصومه نیکا بزمیآذر*، دکتر سید محمدصادق مهدوی **
چکیده:
نیروی انسانی ماهر و کارآمد پربهاترین و ارزندهترین سرمایه کشور است. بسیاری از جوامع با وجود برخورداری از منابع طبیعی سرشار، به دلیل فقدان نیروی انسانی شایسته و لایق، توان استفاده از این موهبت الهی را ندارند و روزگار را به سختی و مشقت میگذرانند. دیگر ملتها به رغم کمبود منابع طبیعی در نتیجة داشتن نیروی انسانی کارآزموده و مناسب، با قدمهای استوار مسیر پیشرفت و ترقی را میپیمایند. هر فردی سعی دارد شغلی را برگزیند که علاوه بر تامین نیازهای مادی، از نظر روانی نیز او را ارضا کند.
در جوامع امروزی که افراد بخش قابل توجهی از فعالیتهای روزانه خود را صرف کسب درآمد میکنند یا از طریق آموزشهای مختلف، خود را برای اجرای فعالیتهای شغلی آماده میسازند، صحبت از اشتغال و بررسی همه جانبه در خصوص ماهیت آن اهمیت زیادی پیدا کرده است. زیرا ممکن است این افراد فاقد مهارت باشند، علاقهمند نباشند یا از شغل خود ناراضی باشند. اما قسمتی از انگیزهها و بهره وری در شغل به هماهنگی بین خصوصیات شغلی با توانایی، نیازها، علایق و ارزشهای افراد بستگی دارد؛ این هماهنگی سبب رضایت شغلی فرد میشود و فقدان آن سبب نارضایتی. تمامیرفتارها در روابط انسان به طور مستقیم و غیر مستقیم متأثر از چگونگی اشتغال اوست.
در مقاله حاضر با توجه به دلایل ذکر شده سعی داریم به بررسی ابعاد مختلف رضایت شغلی بپردازیم و نقش آن را در چگونگی کیفیت تولید و بازده کار کارگران بررسی کنیم. برای شناسایی این عوامل، 240 نفر (کارگر و کارفرما) با روش پیمایش مورد مطالعه قرار گرفتند و تأثیر متغیرهای جنسیت، سن، وضعیت تأهل، احساس وابستگی به شغل، رضایت از بخش زندگی، عوامل انگیزشی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، عوامل سازمانی، مدیریت مشارکتی، سابقه خدمت، قدرشناسی، انتظارات شغلی، امنیت شغلی، صمیمیت و احترام، احساس مفید بودن، اخلاق کار مؤثر در رضایت شغلی با کمک پرسشنامه مصاحبهای و روشهای آماری لازم با استفاده از 17 spss سنجیده شده است. نتایج این مطالعه نشان داد، متغیرهای سن، وضعیت تاهل، سابقه خدمت رابطه معناداری با رضایت شغلی ندارند و سایر متغیرهای مستقل تأثیرگذار هستند.
کلید واژهها: رضایت از بخش زندگی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، احساس وابستگی به شغل و سازمان، عوامل انگیزشی.
* دانشآموخته کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات تهران، گروه پژوهش علوم اجتماعی، تهران، ایران. bazmi_nika@yahoo.com
** استاد و عضوهیئت علمیدانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران. ایران. d_mahdavy@yahoo.com
دکتر سید احمد حسینی*
چکیده:
اهمیت تجارب و درسهای حاصل از اقدامات توسعهای گذشته به ویژه در زمینههای روستایی و کشاورزی حائز اهمیت بالاتری هستند. موفقیتهای اقدامات و پروژههای بعدی در زمینه توسعه روستایی حاصل همین تجارب است. ماهیت مطالعه حاضر عمدتاً اجرای این ضرورت بوده است، از میان زمینههای توسعه روستایی، مدیریت توسعه روستایی، به خصوص در مناطقی نظیر استان لرستان از ویژگی و پیچیدگی خاصی برخوردار است. زیرا فرآیند توسعه روستایی، به خصوص در مناطقی نظیر استان لرستان از ویژگی و پیچیدگی خاصی برخوردار است. از این رو استانداری لرستان، در اجرای تفکر مطالعه برای شناخت موانع توسعه، مطالعه هفت موضوع توسعه را در دستور کار قرار داد. یکی از موضوعات بررسی نتایج کاربست الگوهای طرح توسعه منطقهای سلسله (شامل اجرای طرح در سه بخش سلسله، دلفان و چغلوندی است) و طرح توسعه ریمله به منظور ارائه الگوی مدیریت جدید روستایی منظور شد. هدف اصلی از مطالعه حاضر، ارائه الگویی برای مدیریت توسعه روستایی در شکل پروژه توسعهای بود که اساس آن از انطباق با نیازهای جوامع محلی بر مبنای مشارکت واقعی مردم باشد. این مطالعه براساس چگونگی مشارکت گروههای مختلف اجتماعی در فرآیند تصمیم گیری، برنامه ریزی و اجرای طرحهای توسعه سلسله و ریمله و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها انجام شد. طرحهای توسعه سلسله و ریمله که به ترتیب در اوایل دهههای50 و70 در استان لرستان به اجرا درآمد، اساساً حول محور ظرفیت سازی و توانمند سازی مردم در جهت پذیرش مسئولیت و شکل دهی مدیریتی پایدار در زمینههای توسعه محلی ـ منطقهای بوده است. چه اینکه پایداری مدیریت توسعه در سطح محلی، ضامن پایداری منابع در جهت توسعه توسعه پایدار است و در واقع مشارکت مردم به عنوان ریشههای درخت توسعه باعث شادابی تنه و شاخه که همانا زندگی و رفاه اقتصادی و اجتماعی جامعه مورد نظر است. بعد از حدود 6 دهه تکاپو و صرف هزینه و منابع فراوان در زمینه توسعه کشورهای در حال توسعه، امروزه ثابت شده است که در ذات توسعه، نابرابری نهفته است. هم از این روست که جهان به این نتیجه رسید که میبایست با رویکرد پایداری توسعه، اقدامات از سطوح محلی صورت گیرد تا با توانمندسازی مردم در استفاده بهینه از منابع، ظرفیتهای توسعهای آنها نیز ارتقا یابد. میتوان گفت طرح توسعه سلسله و ریمله در زمانهای اجرا دارای چنین رویکردی بودند که در شکل آزمایشی به اجرا درآمدند.
کلید واژهها: الگوهای توسعه، طرح ریمله، طرح سلسله
* عضو هیئت علمی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم اجتماعی، تهران، ایران.
مسعود طاهريان*، دكتر فريدون كامران **، دكتر مجيد كفاشي ***
چكيده:
كيفيت زندگي كاري به عنوان يك رويكرد منابع انساني- محور انگيزشي است كه توازن زندگي شغلي و شخصي و بهبود عملكرد فرد و سازمان را به همراه دارد. بهبود سطح كيفيت زندگي كاري به افزایش رضايت شغل، تقويت يادگيري، مديريت بهتر و بهبود روحيه منابع انساني سازمان منجر میشود.
در این پژوهش تاثير كيفيت زندگي كاري بر سرماية اجتماعي كاركنان شركت رجاء به روش توصیفی- پیمایشی مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف کلی این مطالعه شناسائی تأثير كيفيت زندگي كاري بر سرماية اجتماعي كاركنان شركت رجاء است. برای دستیابی به هدف پژوهشی بالا، هشت فرضیه مورد آزمون قرار گرفت. جامعة آماری این مطالعه 1853 نفر روش نمونه گيري تصادفي طبقهاي است که متناسب با حجم در بين هر يك از مقاطع تحصيلي 157 نفر انتخاب شدند و به دو پرسشنامه (کیفیت کاری و سرمایه اجتماعی) پاسخ دادند. روشهای آماری مورد استفاده در این مطالعه همبستگي پيرسون واندازه اثر بوده است. نتايج تحليل دادهها نشان ميدهد كه ميان هشت مؤلفه كيفيت زندگي كاري (پرداخت منصفانه، محيط كار ايمن و بهداشتي، تأمين فرصت رشد و امنيت مداوم، قانون گرايي در سازمان، وابستگي اجتماعي زندگي كاري، فضاي كلي زندگي، يكپارچگي و انسجام اجتماعي و توسعه قابليتهاي انساني) با متغير وابستة سرماية اجتماعي رابطة معنادار بااندازة اثر در حد متوسط به بالا وجود دارد.
كليد واژهها: كيفيت زندگي كاري، مولفههاي كيفيت زندگي كاري، سرمايه اجتماعي، مولفههاي سرمايه اجتماعي
* دانش آموخته کارشناسی ارشد،دانشگاه آزاد اسلامي واحدرودهن، گروه علوم اجتماعي،رودهن، ایران.
** عضوهیئت علمیدانشگاه آزاد اسلامي واحدرودهن، دانشكده علوم اجتماعي، رودهن، ایران.
*** عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحدرودهن،و عضو باشگاه پژوهشگران جوان، رودهن، ایران.
www.magidkaffashi@yahoo.com
مهرآور مؤمنی جاوید*، دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی**
چکیده:
پژوهش حاضر با هدف بررسي و مقایسه ویژگیهای شخصيتي بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي و افراد سالم اجرا شده است.
جامعه پژوهش شامل کلیة مردان مبتلا به اختلال هویت جنسی هستند که در مرکز مدیریت بحران شهید نواب صفوی واقع در میدان شهید محلاتی تهران حضور داشتند. از جامعة مذکور20 نفر که روان شناسان و روان پزشکان آنها را مبتلا به اختلال هویت جنسی تشخیص داده بودند و با پاسخگویی به چک لیست ملاکهای تشخیص اختلال هویت جنسی مورد تأیید قرار گرفتند، انتخاب شدند. همچنین نمونهای بیست نفری از مردان عادی جامعه به عنوان گروه گواه انتخاب شد. هر دو گروه در دامنة سنی 20 تا سال 35 قرار داشتند و حداقل تحصیلات آنها دیپلم بود. سؤال اصلی پژوهش این بود که آیا بین ابعاد ویژگیهای شخصیتی افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و افراد بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد؟
طرح پژوهش از نوع علی مقایسهای بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش: 1. پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو، که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ بین 76 تا 82 درصد محاسبه شده است (حق شناس، 1387). 2. چک لیست 23 سؤالی که با ملاکهای تشخیصی DSMIV برای اختلال هویت جنسی تطابق کامل دارد و پایایی آن 82/. محاسبه شد. آزمونهای آماری مورد استفاده آمار توصیفی و استنباطی (t گروههای مستقل و تحلیل واریانس) بود. براساس نتایج به دست آمده، بین افراد سالم و بیمار در متغیر ویژگیهای شخصیتی تفاوت معناداری وجود دارد p<0/001, f=10/60 . ابعاد روان رنجوری، تجربه گرایی و برون گرایی در افراد بیمار نسبت به افراد سالم در سطح بالاتری بود، ولی افراد سالم به لحاظ توافق نسبت به افراد بیمار در سطح بالاتری بودند. بین افراد سالم و بیمار به لحاظ وجدانی بودن تفاوت معناداری مشاهده نشد. p<0/001
کلید واژهها:ویژگیهای شخصیتی، اختلال هویت جنسی، افراد بهنجار
*دانشجوی دکترای رشته مشاوره، دانشگاه شهید چمران اهواز،، اهواز، ایران.
Mehravarmomeni_psy_au@yahoo.com
** عضو هیئت علمیدانشگاه الزهرا، گروه مشاوره، تهران، ایران. M_shkazemi@yahoo.com
دکتر غلامحسین حیدری*
وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أعْداءً فَألّـَفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً. (آلعمران:۱۰۳)
نعمت خدا را به ياد آوريد آنگاه كه دشمنان يكديگر بوديد. پس ميان دلهاي شما الفتانداخت تا به لطف او برادران هم شديد.
چکیده
دين، عميقترين، حقيقيترين و ماندگارترين امري است كه ميتواند مردمان را به همبستگي اجتماعي دروني برساند و اين وفاق جمعي دروني، لازمه همبستگي اجتماعي بر اساس شاخصهاي بيروني است.مقاله مزبور با هدف شناخت همبستگی اجتماعی ازدیدگاه اسلام وبا روش اسنادی وکتابخانه ای صورت گرفته است.
در پیمودن راه پر فراز و نشیب توسعه،همبستگی اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر و اصلي ناگزير است. كشورهاي توسعه يافته امروز، ملتهاي تلاشگر ديروز هستند كه در پيمودن راه دراز توسعه، نخستين گام را با نهادينه كردن عنصر همبستگي يا وفاق اجتماعي آغاز كردند.
در این مقال، نخست مفاهیمیچون وجدان جمعي،انواع همبستگي يا وفاق اجتماعي،مفاهيم پيونديافته با همبستگي اجتماعي از جمله: دين اسلام، ارزشها،فرهنگ،احساسات ملي و پيوندهاي نژادي و خويشاوندي،محبت و عدالت را به بررسي مي نشينيم. سپس پيوندهاي اجتماعي در اسلام رااز جنبههاي گوناگون ارزيابي مي كنيم. اهم اين پيوندهاعبارتند از: رابطه فرد و جامعه،روابط ميان افراد، و روابط گروههاي اجتماعي.
کلید واژهها: همبستگی اجتماعی، دين اسلام، وجدان جمعي، فرهنگ
* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس واحد رودهن، تهران، ایران
مریم السادات عرشیها*، دکتر آتوسا مدیری **
چکیده:
هدف اصلی پژوهش، شناخت تأثیر فضاهای جنسیتی شده بر احساس امنیت زنان و ارائه نقشههای شناختی آنان در فضا است که بر پایه نظریات رندل[1]، کاتبرت[2]، لوفور[3]، تانکیس[4]، والنتین[5]، کاسکلا و مسی[6]، پین[7]، کارپ استون و یولز[8] تنظیم شده است. جامعة آماری این پژوهش دو میدان مادر و راه آهن است و حجم نمونه 336 نفر از زنان استفاده کننده از میادین هستند. روش تحقیق از نوع تبیینی-توصیفی و آزمون نظریه است. روش جمع آوری اطلاعات به صورت پیمایشی (تلفیقی از پرسشنامه و مشاهده منظم) است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات، ابتدا هر یک از متغیرها با روش تحلیل عاملی به جندین عامل دسته بندی شدند، سپس تأثیر هر یک از عوامل با روش رگرسیون چندمتغیری مورد سنجش قرار گرفت و در آخر نقشههای شناختی زنان از احساس امنیت و فضاهای جنسیتی شده به صورت توصیفی نمایش داده شد. نتایج تحقیق نشان میدهد: اولاً در یک فضای جنسیتی شده، احساس امنیت زنان کاهش مییابد و رابطهای معکوس میان این دو متغیر وجود دارد. ثانیاً تصویر ذهنی زنان از فضاهای شهری حول دو مفهوم کلیدی احساس امنیت و ترس از فضا شکل میگیرد و این میتواند بر حرکت و تحرک پذیری زنان تأثیر گذار باشد.
کلید واژهها: فضاهای جنسیتی شده، احساس امنیت زنان، تصویر ذهنی و شناختی زنان از فضا.
* دانشگاه آزاد اسلامیواحد تهران مرکزی، دانشکده هنر و معماری، تهران، ایران.
** دانشگاه آزاد اسلامیواحد تهران مرکزی، دانشکده هنر و معماری، تهران، ایران. E mail: at_modiri@yahoo.com
[1] Rendell
[2] Cuthbert
[3] Lefebvre
[4] Tonkiss
[5] Valentine
[6] Koskela & Massey
[7] Pain
[8] Karp, Stone& yoels
مهرداد ثابت*، دکتر صادق تقی لو**، زهرا جمشیدی فر***
چکیده:
برای بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه حل مسئله اجتماعی ( فرم بلند تجدید نظر شده)، 242 دانشجوی پسر و 248 دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامیواحد رودهن با پرسشنامه حل مسئله اجتماعی و پرسشنامه شیوههای حل مسئله مورد آزمون قرار گرفتند. تحليل مؤلفههاي اصلي، پنج عامل نظری حل مسئله اجتماعی (شامل جهت گیری نسبت به مسئله، جهت گیری منفی به مسئله، حل منطقی مسئله، سبک اجتنابی و سبک تکانشی/ بیدقتی) را تأیید و نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار عاملی به دست آمده حمایت کرد. ضرایب همبستگی بین عاملهای پرسشنامه حل مسئله اجتماعی و پرسشنامه شیوههای حل مسئله مقیاس 24 سؤالی حل مسئله کسیدی و لانگ مبین روایی همگرای این پرسشنامه است. ضرایب آلفاي كرونباخ برای عاملهای جهت گیری مثبت به مسئله، جهت گیری منفی به مسئله، حل منطقی مسئله، سبک اجتنابی و سبک تکانشی/ بیدقتی، به ترتيب 80/0، 86/0، 90/0، 84/0 و 71/0 به دست آمد. نتایج پژوهش حاضر، ثبات ساختار عاملی پرسشنامه حل مسئله اجتماعی و اعتبار آن برای سنجش حل مسئله اجتماعی در دانشجویان ایرانی را نشان میدهد.
کلید واژهها:پرسشنامة حل مسئله اجتماعی، ساختار عاملی، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی.
* عضوهیئت علمیدانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، دانشکده روانشناسی،رودهن،تهران، ایران. mehrdadsabet@yahoo.com
**عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آستارا، گیلان، ایران.sadeght81@gmail.com
*** دانش آموخته کارشناسی ارشد،دانشگاه آزاداسلامیواحد علوم و تحقیقات کرمان، گروه مشاوره،کرمان، ایران.
دکتر سروش فتحی[1]*، حامد محمدی**
چکیده:
رفتارهای تخریب گرانه جوانان در جامعه، بخشی از رفتارهای نابهنجار و پرخاشگرانهای است که جوانان و نوجوانان بدون هیچ گونه بهره مادی مرتکب آن میشوند. چنین رفتارهایی همواره خسارتهای زیادی بر پیکره جامعه تحمیل میکند. در واقع این پدیده اجتماعی که خاصیتی فراگیر و جهانی دارد، وندالیسم نامیده میشود و با توسعه شهرنشینی در اشکال و ابعاد مختلف گسترش بسیار یافته است. لازم به تذکر است که همچون سایر پدیدههای اجتماعی، عوامل مختلفی در بروز رفتار وندالیستی جوانان و نوجوانان اثر گذار است. هدف مقاله حاضر شناخت رفتار وندالیستی جوانان در شهر و تأثیر بیگانگی اجتماعی بر آن است. روش تحقیق اسنادی و پیمایشی است. نمونة مورد مطالعه براساس فرمول کوکران 350 نفر تعیین شده است. 7/55 درصد ازجوانان مورد مطالعه پسر و 3/44 درصد دختر بودهاند. متوسط میزان احساس بیگانگی اجتماعی در جوانان برابر 03/26±19/59 و میزان گرایش به رفتارهای وندالیستی برابر 98/13±23/17 محاسبه شده است.
مطالعه نظری و تجربی مؤید این واقعیت است که پسران با توجه به آزادی عمل در فضای اجتماعی جامعه شهری و همچنین نگرش مردسالاری جامعه به پسران، بیشتر از دختران به رفتارهای تخریب گرانه و ویرانگر میپردازند. فرزندان خانوادههایی که از لحاظ اقتصادی - اجتماعی در طبقه پایین قرار دارند و نسبت به طبقات بالاتر از برخی امکانات و تسهیلات شهری محرومند به دلیل محدودیتهای مالی و عدم وجود راههای قانونی برای دسترسی به این گونه امکانات و تسهیلات به رفتارهای وندالیستی از جمله تخریب اموال و اثاثیه شهری دامن میزنند. همچنین رفتارهای تخریب گرانه و ویرانگر ناشی از بریدگی و عدم پیوند فرد با جامعه شهری (بیگانگی اجتماعی) است. در نتیجه این رفتارها در بسیاری از مواقع منعکس کننده میل وافر جوانان به ابراز خشم و نارضایتی در برابر اجحاف، اجبار،تبعیض، اقتدار آمرانه، تحدید آزادیهای فردی، نابرابری و بیعدالتی ساختارها، سازمانها و نهادهای جامعة شهری سلطه گر است.
کلید واژهها: بیگانگی اجتماعی، وندالیسم، رفتار وندالیستی، جوانان
* عضوهیئت علمیدانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرمسار، گروه علوم اجتماعی، گرمسار، ایران. sfathi@iau-garmsar.ac.ir
** دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران. Mohammadi_hd61@yahoo.com
دکتر یحیی علی بابایی[1]*، بهمن باینگانی**
چکیده
در این مقاله با توجه به اهمیت سرمایه در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی و مخصوصاً در تعیین موقعیت اجتماعی فرد، نقش این مفهوم در تبیین رضایت از زندگی بررسی شده است. از این رو در بخش نظری، از نظریه پیر بوردیو استفاده شده و در بخش تجربی نیز 410 نفر از جوانان مناطق شهری شهرستان پاوه مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج بخش توصیف این تحقیق نشان داد که میزان سرمایه اجتماعی جوانان شهرستان پاوه در حد زیاد و میزان سرمایههای اقتصادی و فرهنگی و میزان رضایت آنها از زندگی در حد متوسط است. نتایج بخش تحلیلی هم نشان داد که مجموع سرمایههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تنها 11/0 رضایت از زندگی فرد را تبیین میکنند. علاوه براین سرمایة فرهنگی نسبت به سرمایههای اقتصادی و اجتماعی اهمیت بیشتری در تبیین رضایت از زندگی جوانان دارد.
کلید واژهها
سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، رضایت از زندگی، جوانان
* استادیار دانشگاه تهران، دانشکدة علوم اجتماعی، تهران، ایران.
** عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، گروه علوم اجتماعی، سنندج، ایران.
دكتر محمد سلطاني فر[1]*، بهاره بخشي**
چكيده
امروزه رسانهها نقش بسيار مؤثري در رشد آگاهي افراد و تصميم گيريهاي آنان دارند. هر چه موضوعي براي مردم از اهميت بيشتري برخوردار باشد، آنان به رسانهها بيشتر توجه ميكنند. يكي از عوامل مؤثر در پيروزي باراك اوباما تيم رسانهاي قوي او بود كه توانست پيروزي او را در چهل و چهارمين دوره رياست جمهوري آمريكا رقم زند.
تصاوير ميتوانند بر احساسات و عواطف مخاطبان تأثير بگذارند و درك آنان را از خبر به سوي هدف سوق دهند. از انواع گوناگون تصاوير ميتوان به كاريكاتور اشاره كرد كه امروزه در بسياري از روزنامهها، مجلات و سايتهاي خبري در كنار اخبار مهم ديده ميشود.
دراين مقاله سناريوهاي مستتر در گفتمانهاي تصويري چهل و چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوري امريكا، كه يكي از مهمترين و جنجاليترين نوع انتخابات، هم از لحاظ حضور كاريكاتورها در وب سايتهاي خبري مختلف و هم از لحاظ ابعاد سياسي در دنيا است، بررسي ميشود. روش گردآوري اطلاعاتاين پژوهش برمبني تحليل محتواست.
كليد واژه
كاريكاتور، نشانه شناسي، گفتمان تصويري، نماد فرهنگي، فضاي سياسي
* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقیقات گروه علوم ارتباطات اجتماعي، تهران، ایران.
** دانشجوي دكتري دانشگاه آزاد اسلامی وواحد علوم و تحقیقات تهران گروه علوم ارتباطات اجتماعي، تهران، ایران.
دکتر علی طلوعی*، علی اکبر زراعتگر**
چکیده
جامعه پذیری سیاسی فرایندی است مستمر و پویا که براساس آن، نهادهای اولیه و ثانویه در مراحل مختلف زندگی بر گرایشها و دیدگاههای سیاسی شخص اثر میگذارند و در تصمیم گیریها ی مربوط به حوزه سیاست، عامل کم و بیش تعیین کنندهای به شمار میرود. بستر اصلی و مناسب مطالعه جامعه پذیری سیاسی، فرهنگ سیاسی آن جامعه است. جهت گیریهای فرد به سیاست میتواند تا حد زیادی از شخصیت وی و فرهنگی که بر او سلطه دارد، ناشی شود.
«مک لوهان» با طرح کردن این نظریه که رسانه، خود پیام است، ابزارهای ارتباطی را به مثابه پیامی، مهم بر میشمارد. در این میان تلویزیون به عنوان رسانهای فراگیر که تأثیر عمدهای بر مخاطب میگذارد و نیز به دلیل ویژگی شنیداری و دیداری بودن آن، نقش ویژهای در فرهنگ سازی و باور پذیری ایفا میکند، که یکی از آن میتواند فرهنگ سیاسی باشد. اصولاً منظور از جامعه پذیری سیاسی روندی است که فرد با وظایف، حقوق و نقشهای سیاسی خود در جامعه آشنا میشود. اینکه نیروهای اجتماعی کدام یک از سه حالت فوق را در مقابل نظام حکومتی اعمال میکنند، به میزان جامعه پذیری سیاسی آنان بستگی دارد. بدین منظور مدل کامل جامعه پذیری سیاسی با بررسی متون مربوط به موضوع و دیدگاههایاندیشمندان در حوزة وسایل ارتباط جمعی و جامعه شناسی سیاسی طراحی شد. برای سنجش جامعه پذیری سیاسی جوانان شهرستان مشهد از بین افراد دانشگاهی تعداد 400 نفر با روش نمونه گیری طبقه بندی شده انتخاب و با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه مشتمل بر 5 عامل و 41 گویه موضوع بررسی شد. نتایج بررسیها براساس تحلیل رگرسیونی نشان داد که هر چه برخورداری از رسانههای جمعی بیشتر باشد، نگرش سیاسی دانشجویان بالاتر میرود و همین طور هر چه اعتماد به تلویزیون و اخبار آن بالاتر رود، میزان جامعه پذیری افراد نیز بیشتر میشود.
کلید واژهها
جامعه پذیری سیاسی، وسایل ارتباط جمعی، فرهنگ سیاسی، تلویزیون.
* مدرس دانشگاه بوعلی سینا، همدان – ایران.
** دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، تهران، ایران.
دکتر فتّاح ناظم*، جواد غلامرضا شاكري ارقنه**، آزاده مطلّبي***
چكيده
هدف اساسي پژوهش حاضر بررسي كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي دبيران آموزش و پرورش شهرستان نظرآباد است. با توجه به نقش اساسي و بنيادي آموزش و پرورش به عنوان مهمترين بنيان ساختاري جامعه و نقش معلمان به عنوان عنصر اصلي سازندهاين بنياد، به متغيرهاي كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي در ميان دبيران جامعة مورد نظر پرداخته شده است. با استفاده از جدول حجم نمونه كرجسي و مورگان تعداد 100 نفر براي نمونه آماري به روش طبقهاي تصادفي و نسبي انتخاب شدند. از پرسشنامههاي استاندارد كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي برای گردآوری دادهها استفاده شد. ميزان ضريب همساني دروني سؤالات (آلفاي كرونباخ) براي پرسشنامه كيفيت زندگي كاري 87/0 و براي پرسشنامه رضايت شغلي 83/0 است و در نتیجه پایایی آنها تأیید شد. روايي آنها را نيز متخصصان آماري تأييد کردند. در نهایت 100 پرسشنامه تكميل و به روش همبستگي پيرسون، آزمونT براي گروههاي مستقل و رگرسيون گام به گام مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفتند. نتايج به دست آمده از آزمونهاي آماري بيانگر آن است كه دبيران آموزش و پرورش شهرستان نظرآباد از نظر كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي در سطح نسبتاً مطلوبي قرار دارند. همچنين مؤلفههاي محيط کاريايمن و بهداشتي، تأمين فرصت رشد و امنيت مداوم، فضاي کلي زندگي، وابستگي اجتماعي زندگي کاري، يکپارچگي و انسجام اجتماعي و قانون گرايي در سطح نسبتاً مطلوب هستند. اما مؤلفههاي پرداخت منصفانه و کافي و توسعه قابليتهاي انساني در سطح نامطلوبي قرار دارد. نيز نتايج گوياي آن است كه بين مؤلفههاي محيط کاريايمن و بهداشتي، تأمين فرصت رشد و امنيت مداوم، فضاي کلي زندگي، وابستگي اجتماعي زندگي کاري، يکپارچگي و انسجام اجتماعي و رضايت شغلي رابطه معناداري وجود دارد، ولي بين مؤلفههاي پرداخت منصفانه و کافي، قانون گرايي در سازمان کاري و توسعة قابليتهاي انساني با رضايت شغلي رابطه معناداري وجود ندارد. همچنین مشخص شد كه بين ميزان كيفيت زندگي كاري و رضايت شغلي دبيران زن و مرد تفاوت معناداري وجود دارد. به عبارتي رضایت دبيران زن در مؤلفههاي محيط كاريايمن و بهداشتي، تأمين فرصت رشد و امنيت مداوم و فضاي کلي زندگي نسبت به دبيران مرد در سطح بالاتري بود. در کل رضايت شغلي دبيران زن نسبت به دبيران مرد بالاتر بوده است.
كليد واژهها:
آموزش و پروش، كيفيت زندگي كاري، رضايت شغلي.
* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن، دانشکده علوم تربيتي، رودهن،ايران.
** دانشگاه پيام نور تهران، گروه علوم تربيتي، تهران،ايران.
*** دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن، دانشکده علوم تربيتي، عضو باشگاه پژوهشگران جوان، رودهن،ايران.
دکتر سیداحمد حسینی*، شیرین یکه کار**
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناخت عوامل خانوادگی مؤثر بر بزهکاری دختران نوجوان شهر تهران 1387-1386 اجرا شده است.
بیان مسئله: با توجه به تأثیر ویژة خانواده در گرایش نوجوانان به بزهکاری از یک سو و اهمیت پیشگیری از بزهکاری نوجوانان، در این پژوهش به بررسی نقش خانواده در این زمینه پرداختهایم. عوامل مورد بررسی شامل دلبستگی والد- فرزندی، مراقبت و اعتماد، کنترل و نظارت والدینی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و وجود سابقة انحراف در خانواده است.
روش: این پژوهش از نوع علی- مقایسهای (پس رویدادی) است. نمونة گروه بزهکار از میان دختران نوجوان کانون اصلاح وتربیت شهر تهران به تعداد50 نفر و نمونة گروه غیربزهکار با کنترل متغیرهای جنس، سن و محل زندگی از میان دانش آموزان شهر تهران به تعداد 50 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه و روش آماری مورد استفاده آزمون خی دو است.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه مورد بررسی از نظر میزان دلبستگی والد- فرزندی، کنترل و نظارت والدینی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و وجود سابقه انحراف در والدین تفاوت معنادار وجود دارد، اما در زمینة مراقبت و اعتماد والدینی تفاوت معناداری بين دو گروه مشاهده نشد.
کلید واژهها
دلبستگی والد- فرزندی، مراقبت و اعتماد، کنترل و نظارت والدینی، پایگاه اقتصادی، اجتماعی.
* عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، گروه جامعه شناسی، تهران، ایران.
** مدرس و دانشجوی دکترای رشتهی مددکاری اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
دکتر بهرنگ صدیقی*، حسن نظری**
چکیده
این مقاله برگرفته از پژوهشی است که هدفش بررسی و تبیین جامعه شناختی عاملیت انسانی در گفتمان انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر دوره تاریخی خرداد 1376 تا خرداد 1389 بوده است. با این هدف مفهوم «انسان» را محور بررسی قرار دادهایم. و تغییر و تحول آن را در گستره منظومه معنایی دو گفتمان اصلاحات و محافظه کار با تکیه بر نظریة گفتمان و روش تحلیل انتقادی گفتمان در پنج دوره حساس از این دوران بررسی کردهایم. در این راه با محور قرار دادناندیشه مسلط و عاملیت بخش هر دوره در قالب تحلیل درون متنی و تشخیص راهبردهای گفتمانی با شناخت و بررسی نظام زبانی و معنایی، متون و گفتارهای عمدة سیاسیاندیشه رقیب را در قالب تحلیل بینامتنی بررسی کردهایم تا فضای گفتمانی و تولید ایدئولوژیک رقیب را شناسایی و برای شناخت بستر و زمینه اجتماعی که این گفتمانها در درون شان تولید و هژمونی[1] یافتهاند، در هر دوره در قالب تحلیل برون متنی به بررسی زمینه تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پرداختهایم. همچنین در تبیین معنایی عاملیت سوژه مطلوب هر دوره با تکیه بر نظریة گفتمان و همچنین نظریههای مطرح در خصوص عاملیت انسانی به تبیین نظری از منظر عاملیت/ ساختار پرداختهایم.
این تبیین در پایان انواعی از تیپولژی سوژه مطلوب را در دوران مورد بررسی در قالب افق گفتمانی هر دوره به روی ما گشوده است. که عمدهترین آنها عبارتاند از: سوژه آزادی خواه انسان مدار، سوژة قانون گرای استبداد گریز، سوژة عدالت طلب مذهب مدار، سوژة تکلیف مدار آزادی گریز و سوژة مقاوم استبداد ستیز.
نهایتاً با بهره گیری از امکان تطبیقی برای تبیین و درک بهتر عاملیت انسانی در گفتمان انقلاب اسلامی ایران، مؤلفههای عمده هر دوره را در این خصوص مطرح و جمع بندی کرهایم.
کلید واژهها
عاملیت، گفتمان، قدرت، زبان، انسان.
* عضو هیأت علمی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، دانشکده علوم اجتماعی، رودهن، ایران.
** کارشناس ارشد جمعیت شناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، ایران.
[1] Hegemony
*هدایتاله ستوده انواری**، علی بقائی سرابی**
چکیده
هدف این مقاله سنجش میزان درونیشدن «اخلاق علم» در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی و بررسی نقش عوامل ساختاری، کنشی و رابطهای در ایجاد آن است. مدل نظری این مقاله بر تأثیر عوامل ساختاری (نظیر: اِعمال کنترلهای اجتماعی بازدارنده و تسهیلکننده در فرایند آموزش معیارهای اخلاق علم، اخلاق علم اساتید، سرمایههای فرهنگی اساتید و فرهنگ دانشگاهی)، عوامل کنشی (شامل: اقتدارپذیری علمی دانشجویان و انگیزههای تحصیلی دانشجویان) و عوامل رابطهای (شبکه تعاملات میان اساتید و دانشجویان) بر اخلاق علم دانشجویان تأکید داشت. جامعة آماری شامل کليه دانشجویان تحصیلات تکمیلی در سه واحد دانشگاه آزاد اسلامی و نمونة آماری شامل 580 مورد از آنان بود. روش نمونهگيری «طبقهای نامتناسب با حجم» و ابزار اندازهگيری يک «پرسشنامه محققساخته» بود. نتايج حاصله از آزمون مدل نظری با استفاده از روش «مدلسازی معادلات ساختاری» نشان داد که میزان اخلاق علم دانشجویان «بیش از حدّ متوسط» است. با این وجود، همین سطح از اخلاق علم دانشجویان در درجة اول از عوامل ساختاری و در درجة دوم از عوامل رابطهای متأثر است.
کليد واژهها
اخلاق علم، سرمایه فرهنگی، کنترل اجتماعی، فرهنگ دانشگاهی، انگیزههای تحصیلی.
*اين مقاله برگرفته از پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل موثر بر سطح درونیشدن اخلاق علم در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی» است که با حمايت مالی معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن انجام گرفته است.
** عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، گروه علوم اجتماعی، رودهن، ایران.
*** عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، گروه علوم اجتماعی، رودهن، ایران.
دكتر مالك ميرهاشمي[1]*، لیبا حیدرپور**
چکیده:
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط برخی از عوامل اجتماعی با هویت اجتماعی دانش آموزان دبیرستانهای دولتی شهرستان گیلان غرب بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانهای دولتی شهرستان گیلان غرب در سال تحصیلی 89-1388 هستند. از بين جامعة مورد نظر 278 نفر با نمونه گیری طبقهای متناسب انتخاب شدند. تحلیل دادهها نشان داد که: بین متغیرهای اجتماعی و هویتهاي شخصی و ارتباطی دانش آموزان همبستگی معنادار وجود ندارد. اما، بين متغیرهای اجتماعی و هویتهاي اجتماعی و جمعی دانش آموزان همبستگی معنا دار به دست آمد.
کلید واژهها
هویت اجتماعی، عوامل اجتماعی، دانش آموزان، دبیرستاتهای دولتی.
* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامي، واحد رودهن، دانشکده روان شناسي، رودهن،ايران.
** دانش آموخته كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن، دانشکده علوم اجتماعي، رودهن،ايران.
دکتر سعید نقیبی*، دکتر جواد ملکی**
چکیده
تمدن و گسترش زندگی شهری بدون انکار تمامی امکانات و ابزار جدیدی که برای انسان به ارمغان آورده است، اما مشکلات اجتماعی، روحی، روانی و همچنین بیماریهای جسمی جدیدی را نیز او تحمیل کرده است. یکی ازاین بیماریها، بیماری عروق کرونر (CAD) است و دراین پژوهش اثرات فعالیتهای ورزشی بر روی تغییرات و مهاراین بیماری را مورد مطالعه قرار دادهایم.
سلامت اجتماعی وابسته به سلامت فردی است. بدون هیچ تردیدی سلامت نمی تواند موضوعی صرفاً پزشکی باشد، بلکه موضوعی است چند وجهی که طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی از جنبههای اجتماعی، روانی، روحی و عاطفی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد. سلامت اجتماعی در جامعه، سلامت روح و روان را در پی دارد و سلامت روان نیز سلامت جسمی را به ارمغان میآورد یا برعکس. بنابراین وابستگی انکارناپذیر سلامت اجتماعی، روحی، روانی و جسمی به همدیگرایجاب کند سلامت سازمانی از نقطه نظر جامعهشناسی پزشکی یا پزشکی- جامعهشناسی نیز مطالعه شود.
عملكرد قلبي در حين فعاليت ورزشي نقش مهمي در ظرفيت ورزشي دارد. هدف اين مطالعه شناخت تغييرات هموديناميكي جريان خون در وضعیت استراحتی و نقش آن در آستانه بیهوازی و ظرفيت ورزشي است. 24 بیمار مبتلا به اختلال عروق کرونر به صورت داوطلبانه به دو گروه تجربی (12=n) و کنترل (12=n) تقسیم شدند. گروه تجربي به مدت 8 هفته، 3 بار در هفته با شدت 70 تا 85 درصد ضربان قلب بيشينه و 40 تا 60 درصد از يك تكرار بيشينه در تمرينات ورزشی شركت كردند. تغييرات هموديناميكي جریان خون در ابتدا و 48 ساعت پس از پايان برنامه با روش امپدانس كارديوگرافي بررسي شد. نتایج نشان داد که تمرين ورزشی موجب افزايش معنادار آستانه بيهوازي، اكسيژن مصرفي فلات و برخی از پاسخهای همودینامیکی استراحتی جریان خون میشود. ما مشاهده کردیم که تمرينات نوتواني قلبي ميتواند از طريق بهبود پاسخهاي هموديناميكي موجب بهبود آستانة بيهوازي در بيماران مبتلا به اختلال عروق كرونر شود.
کلیدواژهها
شاخصهای همودینامیکی، آستانة بیهوازی، بیماران مبتلا به اختلال عروق کرونر، تمرینات ورزشی، امپدانس کاردیوگرافی
* استادیار پژوهشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی E-mail: sdnaghibi@yahoo.com
** جراح و متخصص قلب و عروق و پزشکی ورزشی
دكتر حبيب صبوري خسروشاهي*
چكيده
جامعهایران در دهههای اخیر در جریان تحولات فرهنگی و اجتماعی وسیعی قرار گرفته است.این تحولات به ویژه در حوزة تغيير گروه مرجع جوانان مشهود بوده است. در اين مقاله تلاش شده است به نقش گروه مرجع در ميان جوانان بپردازیم. پس از بررسي اين مفهوم، به ابعاد چندگانه گروههاي مرجع اشاره شده است. ريشههاي مطالعاتي اين مفهوم در جامعهشناسي به آثار مرتون، كيت، استوفر و ميد برمي گردد و پس از آن بسياري از جامعهشناسان، نظير شفرز و رابرتسون نظرية گروه مرجع را بررسي كردهاند. گروههاي مرجع با توجه به تحقیقات و کتابهای آن، در سه وجه طبقه بندي شده است: گروه مرجع خودي و غيرخودي، گروه مرجع از نظر اقشار و گروههاي اجتماعي و گروه مرجع عضو و غير عضو.این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق پرس و جو در دو منطقه 3 و 17 شهر تهران و با یک نمونه 398 نفری اجرا شده است. روشهای آماری مورد استفاده، توزيع فراواني، شاخص تمرکز و تشتت، تحليل عاملي و آزمون F بوده است. یافتهها نشان میدهد ميزان گرايش به گروه غيرخودي در ميان جوانان تا حدي وجود دارد. همچنين تأثيرگذارترين گروهها در زمینة دنبال کردن آرزوها و اهداف به ترتیب اعضای خانواده و دوستان نزدیک و کمترین به ترتیب هنرمندان، ورزشکاران و روحانیون بودهاند.
كليد واژهها:
گروه مرجع خودي و غير خودي، گروه مرجع عضو و غير عضو، گروه مرجع مثبت و منفي.
* عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق، گروه علوم اجتماعي، قيام دشت،ایران.
HabibSabouri@hotmail.com
دکتر حسنهاشميداران*، علياکبر زراعتگر**
چکيده
اين پژوهش با هدف «شناخت عوامل مؤثر بر نوع و ميزان بهرهمندي جوانان از تلويزيون» و به روش پيمايشی در شهر تهران اجرا شده است. نمونه به روش "خوشهای" از 22 منطقه شهر تهران، به نسبت حجم جمعيت جوان از هر منطقه و به صورت تصادفي از بلوک منتخب، انتخاب شده است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر 400 نفر بوده است. ابزار گردآوري اطلاعات از نمونة مورد بررسي «پرسشنامة» محقق ساخته بوده است. ميزان بهرهمندي کمّي (تعداد روزهاي تماشا / مدت زمان در روزهاي تماشا) جوانان از تلويزيون در اين پژوهش متغير «وابسته» و «هر يک از ويژگيهاي فردي ـ اجتماعي»، «پايگاه اقتصادي اجتماعي»، «نگرش به کيفيت برنامهها»، «موقعيتهاي مکاني تماشا»، «موقعيتهاي زماني تماشا»، «ميزان استفاده از رسانههاي ديگر» و «نظر جوانان درباره ميزان موفقيت تلويزيون در کارکردها» متغيرهاي مستقل اين پژوهش بودهاند. يافتههاي تحقيق با رويکرد توصيفي تحليلي، مقايسه درصدها و استفاده از آزمونهاي خيدو (2x)، تي (t) و کروسکال واليس (2x) به دست آمده است. آزمون فرضيات نشان میدهد که فرضيه اول تحقيق در خصوص رابطة معنادار بين ويژگيهاي سن، تحصيلات، نوع فعاليت، بعد خانوار و اصالت قومي با ميزان بهرهمندي کمي (تعداد روزهاي تماشا در هفته) پذيرفته شده. اما ويژگيهاي جنس، نوع مسکن و استان محل تولد تأیید نشدهاند. همچنين فرضيه اول تحقيق در مورد وجود رابطه معنادار بين ويژگيهاي فردي جوانان و ميزان بهرهمندي کمّي (مدت زمان تماشا در روز) آنان از تلويزيون پذيرفته شده است. فرضيه چهارم تحقيق به وجود رابطة معنادار بين موضوع برنامهاي مورد علاقة جوانان و ميزان بهرهمندي کمي (مدت زمان تماشا) آنان از تلويزيون اشاره شده بود. نتايج آزمونهاي آماري نشان داد، ميانگين مدت زمان تماشاي برنامههاي تلويزيون در بين جوانان با ميزان علاقه به موضوع «هنر و ادب» و «ورزش و تفريحات سالم» اختلاف معناداري ندارد. براین اساس فرضیة چهارم تحقیق در خصوصاین دو موضوع پذیرفته نشد در خصوص سایر موضوعهاي برنامه (معارف اسلامي، فرهنگي- اجتماعي، اقتصادي، تاريخي، سياسي (خبر)، علم و فن، اطلاعات عمومي، جنگها، انقلابها و شورشها) پذیرفته شده است. ساير فرضيات تحقيق پذيرفته شدهاند.
کليد واژهها
عوامل اجتماعی فرهنگی، جوانان، تلويزيون، ميزان بهره مندی (استفاده).
* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن، رودهن،ایران.
** مدرس دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه جامع علمي و کاربردي همدان،ایران .Hamuniversity11@yahoo.com
دکتر غلامعلی سرمد*، دکتر صمد کریم زاده**، معصومه کولیوند***
چکیده
هدف اجرایاین پژوهش شناخت منزلت اجتماعی معلمان دورههای راهنمایی تحصیلی و متوسطه شهرستان پاکدشت از دیدگاه دانش آموزان دوره راهنمایی و متوسطه است. روش پژوهش با توجه به ماهیت و هدف و فرضیهها، توصیفی- تحلیلی بود و پژوهش به کمک پرسشنامه محقق ساخته 24 سوالی پنج گزینهای با مقیاس فاصلهای به انجام رسید. برای انتخاب 416 نمونه از جامعه 12002 نفری دانش آموزان از روش تصادفی مرحلهای استفاده شد و پس از تحلیل دادهها با آزمون آماری t برای دو گروه مستقل، نتایج زیر به دست آمد:
1. بین دیدگاه دانش آموزان پسر و دختر دوره راهنمایی تحصیلی پیرامون تأثیر ارزش گذاری جامعه به شغل معلمی بر منزلت اجتماعی معلمان تفاوت معنادار وجود دارد. 2. بین دیدگاه دانش آموزان پسر و دختر دوره متوسطه پیرامون تأثیر ارزش گذاری جامعه به شغل معلمی بر منزلت اجتماعی معلمان تفاوت معنادار وجود ندارد. 3. بین دیدگاه دانش آموزان دورههای راهنمایی تحصیلی و متوسطه در مورد تأثیر شرایط مادی بر منزلت اجتماعی معلمان تفاوت معنادار وجود دارد. 4. بین دیدگاه دانش آموزان پسر و دختر دورههای راهنمایی تحصیلی و متوسطه دربارة تأثیر افزایش معلومات معلمان بر منزلت اجتماعی آنان تفاوت معنادار وجود دارد. 5. بین آرای دانش آموزان دختر و پسر دورههای راهنمایی تحصیلی و متوسطه پیرامون تأثیر علاقه معلمان به شغل معلمی بر منزلت اجتماعی آنان تفاوت معنادار وجود دارد.
کلید واژهها
منزلت اجتماعی، شرایط مادی، افزایش معلومات، علاقه به شغل، دورة راهنمایی تحصیلی، دورة متوسطه
* دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، (دانشکده علوم تربیتی)، رودهن، ایران.
** دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، (دانشکده علوم اجتماعی)، رودهن، ایران.
*** کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
آنی میرزاخانیان*، دکتر صادق زیباکلام**، دکتر محمد سلطانی فر***
چکیده
دراین پژوهش، محقق به بررسی گفتار پوپولیستی در مطبوعاتایران در سال1387پرداخته است. هدف کلیاین تحقیق عبارت است از تعیین میزان پرداختن دو روزنامة دارای گرایشهای سیاسی متفاوت به موضوعات مختلف پوپولیستی و مقایسه آنها با یکدیگر. بنابراین سؤال اصلی آن است که گفتار پوپولیستی در مطبوعاتایران در سال 1387 در کدام یک از روزنامههای اعتماد ملی و کیهان از پتانسیل بیشتری برخوردار بوده است؟
در گام بعدی در پاسخ به سوال اصلی تحقیق، فرضیات تنظیم و سپس شاخصهای پوپولیسم دراین تحقیق تعیین شد.
برای بررسی صحت فرضیات مطرح شد، با استفاده از روش تحلیل محتوا، از 282 شمارة منتشر شدة هر روزنامه در روزهای دوشنبه، از طریق فرمول کوکران 52 شماره از هر روزنامه برای تحلیل محتوای متن، به طور تصادفی ساده انتخاب شد.این دو روزنامه، هم از لحاظ نگرش سیاسی و هم رویکردهای فرهنگی و اجتماعی، همچنین از نظر ساختار روزنامهای (آنچه به چاپ رسیده و منتشر میشود) وضعیت متفاوتی داشتند.
بررسيها نشان ميدهد كه روزنامة كيهان بيش از روزنامة اعتماد ملی پتانسيل توجه به مقولاتي را دارد كه به نوعي تأكيد و تأييد بر گفتار پوپوليستي محسوب ميشود. در واقع پتانسيل گرايش به پوپوليسم رسانهاي در روزنامه كيهان بيشتر بود.
کلید واژهها:
پوپولیسم، گفتار پوپولیستی، مطبوعات، گرایشات سیاسی،
* دانشجوی دکترای رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
ani.mirzakhanian@gmail.com
** عضو هیئت علمی دانشگاه تهران،ایران. zibakalam1@yahoo.com
*** عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران. msoltanifar@yahoo.com

